تبلیغات
░▒▓forkissme..fanclub▓▒░ - King of the vampiers...........4

we are kissme and 4 kissme

King of the vampiers...........4

نویسنده :jinki
تاریخ:پنجشنبه 10 مرداد 1392-04:19 ق.ظ

نه دیگهههههه فک کنم خیلی تنبلی کردمااااااا اینم قسمت 4 نظر بدید تن تن بزارم کییییییییسسسسسسسس
فور کیسمیییییییییییییییییی
(برای کیس میا ااااا نه کیس می نما!)
 دنبال دوست باشید  و اینجور چیزا  
کیسوپ = اها فهمیدم
کی سوپ = میخوام دوتا دختر خوشگل با خودم داشته باشم بریم پارتی برقصیم کیا پاین؟
دونفر میان
میرن پارتی همون پارتی که اعضای یوکیسو لیپ گرلز با مینا و زهرا و نازنین اونجا بودن کی سوپ که داشت با اون دوتا دختر خووناشاما میرقصید دونگ هو چشش افتاد به کیسوپ دونگ هو = بب بچه ها کیسوپه کیسوپه این کیسوپه
مینا = بشین بابا این همون پسرس که من اشتباه گرفته بودم می حخوان برن ازش بپرسن که کیسوپ با لبخند با اون دوتا دختر میره سمت بار
شیدا = کیسوپ با هی دختری نمیگرده  من میدونم ولی تا پسره برمیگرده میبینن اصن شبیه کیسوپ نیستو سایه ی قرمز داره کیسوپ کمکم حالش داش بد میشد رفتن بیرون یکی از خوناشاما دسشو داد به کیسوپ تا خونشو بخوره کیسوپم نه گذاشت نه ورداشت دسشو گاز گرفتو خوررد  
بچه ها فهمیدن که اون پسره حتی اونیم که مینا دیده بود نبوده
کی سوپینا برگشن قصر دخترا خواب بودن (خو با هم یه جا زندی میکنیم ) تیفا اروم پا میشه میره بیرون میره خونه کیسوپینا زنگو میزنه مامان کیسوپ خوشحال از خواب میپره تا در هی داد میزنه پسرمه پسرمهههه تا درو وا میکنه  میبینه تیفا ئهخ
تیفا = ببخشید که کیسوپ نیست و گریه میکنه مامان کیسوپ بغلش میکنه و میرن تو
شیدا = مامان یه سوال میپرسم تو کدوم جنگل بودین؟
مامانه = چطور عزیزم نری اونجا یوخ ؟
تیفا = نه مگه دیوونه شدم نمیرم فقط میخوام بدونم
مامانه =  تو جنگل. های وول
تیفات = مرسی مامان میشه امشب پیشه جی هیون جون بخوابم که جی هیون از پله ها میاد پایینو میگه اره عزیزم بیا بریم بالا
اونا میرن بالا تیفات تا جی هیون میاد بقلش کنه میگه اونی اینطوری نکن یاتد کیسوپ میافتم
جی هیون (اگه کیسوپ اسمه خواهرشو لطف میکرد تا الان میگکف منم انقدر تو هر داستان یه اسم نمیزاشتم )
= باشه عزیزم جی هیون تا کامل میخوابه شیدا اروم پامیشه وسایلاشو برمیداره و میره زنگ میزنه اژانس بره جی جو تو سه ساعت میرسه اون جنگله
تیفا به اقاهه = بفرمایید
مرده = خانوم تکو تنها تو جنگل بعد؟ مرده خیلی میترسه و گازشو میگیره میره حتی پولشم نمیگیره
تیفا ساعت دو شب تو جنگلی که هیچ کس نبود داد میزنه : کیسوووووووووووپ کجاییییییییی؟
کیسووووووووپ
کی سوپ تو قصر بود خیلی تشنه خون بود اومد بیرون با چن تا از نو چه ها  
کی سوپ = شما بمونین من میرم
کیسوپ داشت دنباله بوی خون میرفت تو جنگل
تیفا با گریه = کیسوپااااااااااا
که یه گرگینه جلوی تیفا ظاهر میشه
تیفا جیییییییییییییغ میکشه گرگینه هه میاد حمله کنه ولی کیسوپ از اون بالا میپره جلو گرگه و باهاش میجنگه بعد وایمیسن
کیسوپ جلوی تیفا وایمیسه =حق نداری بش دس بزنی صدا بره تیفا خیلی اشنا بود
گرگه = فرمانروا داری از خودت در میای ردش کن تا لتو پارت نکردم بعد کیسوپ حمله میکنه به گرگه گرگه الخر فرار میکنه کیسو.پ از دور با اون قیافه ی ترسناکشو دندوناش میاد جلو کمکم از تو تاریکی قیافش میاد بیرون با تیفا فاصلش یه متر بود
میاد جلو تر
تیفا = اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(جیغ) منو نخورر منو نخور تورو خدا منو نخور اومدم دنبال عشقم منو نخور تو جنگل گم شده منو نخورررر اصن بزار پیداش کنم بعد منو بخور
بعد گریه میکنه میگه منو نخورررررررر
کی سوپ میاد نزدیک می گه اروم باش چرا این جایی ؟
تیفا = فقط بزار دوست پسرمو پیدا کنم بعد منو بخور
کی سوپ = این جا جایی که اگه کسی گمشه یا گرگینه میخورتش یا خون اشام میکشتشو خونشو می خوره
غید دوس پسرتو بزن بعد میاد از گردن تیفا گاز بگیره و خونشو بخوره که تیفا جیغ میزنه میدونم زندس با دساش کی سوپو هل داد با گریه : خودش بم گفقته بود حتی اگه بمیره میاد تو خوابم ولی نیومد زندس میدونمممممم نزدیک بودنشو بم حس میکنم  فقط یه کاری کن ببینمش همین بعد منو بکش همیییییییییین
کی سوپ = یه راه داری  خون اشام شی
تیفا = چی من؟
کیسوپ دساشو میگیره بالاو یه دفه چن تنا خون اشام میانو یکی با اون جعبه ی سفید یکیشون به کیسوپ خون میده تا قیافش درست شه
ولی تیفا داشت اوق میزد که کیسوپ خونو سر کشید
تیفا = نمیخوام خون اشام شم
کی سوپ = غید دوس پسرتو بزنننن چون اگه خون اشام باشی می فهمی زندس مرده کجاس خیلی دلم برات سوخت و دومین دلیلش اینه که... خوشگلی
تیفا = قیافت خیلی اشناس تو تو
که کیسوپ دسای تیفارو میگیره سرشو سمت اسمون میبره  و یه وردی میخونه بعد تیفا از حال میره اون ابو بهش میدن تا همه چیو فراموش کنه بعد یه لیوان خون بهش میدن
تیفا وختی بیدار  میشه رو تخته سلطنتی و خوش گلی تو یه اتاق بود
از اتاق که میاد بیرون فوق العاده تشنه بود خون احتیاج داست همه داشتن صبونه می خوردن کیسوپ سر میز نشسته بودو داشت صبحونه میل می کرد تیفا با یه قیلفه ی وحشی و ترسناک از اتاق اومد بیرون رفت سر سفره و به کیسوپ گفت = این جا کجاس ؟
ولی قبل از این که کیسوپ حجرفی بزنه با سرعت اومد سمت یکی از خوناشاما و دندون دراوردو گردنشو گاز گرفت و خونشو خورد

بعد اون خوناشامرو بردن بیمارستان
بغل کیسوپ یه صندلی خالی بود تیفا رفت اونجا نشست کی سوپ چیزی نگفت کیسوپ دسشو دراز کرد که یه دسمال کاغذی برداره دساشو پاک کنه ولی تیفا دسمال کاغذیو از دست کیسوپ میکشه جوری که نصفه دسمال کاغذی میمونه دست کیسوپ
کیسوپ با تعجب به تیقا نگاه میکنه
تیفا دهنشو پاک میکنه و دسمالو میزاره تو سطل زباله
میاد دوباره میشینه
شروع میکنه غذاشو خوردن
کی سوپ = اسمت چیه ؟
تیفا = ______ اون ینی سکوت
کی سوپ = با ارنجش با خنده بش میزنه میگه با تو ام
خونا شاما میفهمن کی سوپ از این خوشش اومده کیسوپم بهشون چشمک میزنه
همه لبخند ملیح
کیسوپ دوباره میاد جلو میگه : اسمت چیه؟
تیفا = نمیخوای ببندی؟
همه =0 0
کی سوپ = بله؟؟؟؟ تو چی فک کردی با خودت کیی مثلن? رو دادم بهت اره ?تو کیی که با من اینجوری حرف میزنی من پادشاه خون اشامام
تیفا = من... لی تیفا  ام می خوام یه خون اشام بزرگ شم
کی سوپ یه لیوا ن خون برمیداره می خوره و میگه افرین
تیفا - و اگه یه بار دیگه با ارنج به من بزنی
دستتو میشکونم میکنم تو حلقت فهمیدی؟ کی سوپ = ها؟!
بعد دیگه کیسوپ از ترسش حرف نمیزنه( خاک تو سرت دور از جون مثلا پادشاه خون اشامایی تو؟ از اون میترسی پس منو و مینا بیایم که میمیری)(اخه منو و مینا خیلی بیرحمیم بعلهههههه)
تیفا = ما نباید تو دنیای ادما بریم؟
 کیسوپ = چرا بیا امشب بریم پارتی
تیفا = با تو؟
کیسوپ = اره
تیفا = تاجتم میاری؟
کیسوپ = چطور تیفا= اخه خیلی باحاله  
کی سوپ = بم میاد؟
تیفا = نه






خببببببب بقیه بعدننننننن
بچه ها من عاشققققق این جدولم اصن بین این جدوله و کوین  بین دوراهی موندم خخخخخخ نه کوین عخشههههههه هاسممممممم(میدونید چن وخته از ترس بهاره نگفتم هاسم؟باهاش گهرم )
خو من دوس دارم بگم هاسم !هاسه  خودمههههههههه هاسیه منه هاس خوشگلممم قفونش برم(شاعر :ملیکا بشارت)(ایا میدانید ملیکا بشارت کیست؟
1=من
2= کیم  جین کی
3 = جیجی
خوب دیگهههههه اسم واقعیمم گفتم (اخه قبلا میترسیدم هیشششش وخت واقعی نگفتم )
به افتخاره خودمو هاسمو جوینو تو راهیییییییی خخخخخخ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What is the Ilizarov method?
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:04 ق.ظ
Hi, i think that i saw you visited my web site so i
came to “return the favor”.I am trying to find things to enhance my site!I suppose its
ok to use some of your ideas!!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:52 ب.ظ
WOW just what I was searching for. Came here by searching for King
nazanin
چهارشنبه 16 مرداد 1392 02:22 ب.ظ
وااااااااای...جینکی خدا نکشتتت...من و مینا باید باهم بریم چادر بزنیم...! خخخخ...خیلی باحال بود..منتظر بعدیم
پاسخ jinki : نازیییییی حالم بده
کاش اونی که میره خاطره هاشم با خودش ببره چه خاطره های خوب چه بدش ببره
شیدا
پنجشنبه 10 مرداد 1392 07:31 ب.ظ
ای قربون کوین برم من پسر عزیزمممم
پاسخ jinki : ایشالله خخخخخ راسی منرسی بابت عکساش
mina
پنجشنبه 10 مرداد 1392 06:51 ب.ظ
خیلی ممنون
پاسخ jinki : خواهششششش
سحرناز
پنجشنبه 10 مرداد 1392 11:50 ق.ظ
چطوری؟ خوبی؟ چرا نمیای لینک وبلاگت رو توی سایتم ثبت کنی؟ چند بار برات نظر گذاشتم . هر بار بهت سرمیزنم مطالب جدید وبلاگت رو میخونم . وبلاگ جذابی داری.

منتظرتم
www.link118.com
پاسخ sheyda_kiseop : ای بابا من که اومد ثبت کردم مگه ثبت نشده؟!
محدثه
پنجشنبه 10 مرداد 1392 05:50 ق.ظ
چراانقدردیرررر...پارت بعدو زودی بذار باشه...خیلی قشنگ بود..اوفرین....خونی بود
پاسخ jinki : :>))))))))))))
mina
پنجشنبه 10 مرداد 1392 05:44 ق.ظ
یا خدا تا این داستان تموم شه من باید تو دسشویی چادر بزنم حالم بهم خورد انقدر اینا خون خوردن
تیفا جون به جمع خون خورا خوش بردی
واییییییییییییی من دوست ندارم خون اشام وحشی باشم هی هی
پاسخ jinki : به من چه تازه تو حتی از تیفا ام وحشی تری ولی به من نمیرسی اررررهههه
شیدا
پنجشنبه 10 مرداد 1392 05:35 ق.ظ
واییییییییییییی بالاخره گذاشتییییییییی
هوراااااااااااا عالی بود وای خاک عالم خوناشام شدممممممم رفت!
الهیییییی بمیرم بچم زن زلیله هخخخخخ
مرسیییییییییی جی جی جونم عروس گلممممممممممممممم
پاسخ jinki : خواهششششش این قسمتو کوین نوشته بود هخخخخخخخخخخخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر